شعر از فروغ فرخزاد:شعر هرجایی از دفتر دیوارماز پیش من برو که دل آزارمتا پایدار و سست و گنهکارمدر کنج سینه یک دل دیوانهدر کنج دل هزار هوس دارمقلب تو پاک و دامن من ناپاکمن شاهدم به خلوت بیگانهتو از شراب بوسه من مستیمن سرخوش از شراب و پیمانهچشمان من هزار زبان داردمن ساقیم به محفل سرمستانتا کی زدرد عشق سخن گوییگر بوسه خواهی از لب من بستانعشق تو همچو پرتو مهتابستتابیده بی خبر به لجنزاریباران رحمتی است که می باردبر سنگلاخ قلب گنهکاریمن ظلمت و تباهی جاویدمتو آفتاب روشن امیدیبر جانم ای فروغ سعادت بخشدیر است این زمان که تو تابیدیدیر آمدی و دامنم از کف رفتدیر آمدی و غرق گنه گشتماز تندباد ذلت و بدنامی
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:20 توسط احمدرضا هدایتی دزفولی
|
برچسب:
نویسنده: آرشان توکلی
تاريخ: چهارشنبه
19 بهمن
1401 ساعت: 22:36